اخبار 12 خرداد 1403 - 2 هفته پیش زمان تقریبی مطالعه: 10 دقیقه
کپی شد!
3
نامه جان فردریکسون به امیر منشى در تاریخ ۲۳ ماه می ۲۰۲۴

تو مسیر دروغ (جعل) را به جای مسیر حقیقت انتخاب کرده ای

23 ماه می 2024 مطابق با 3 خرداد ماه 1403، جان فردیکسون (که درمانگر و مدرس رویکرد روان‌‌ درمانی ­پویشی فشرده کوتاه مدت (ISTDP) در دانشگاه واشنگتن آمریکا است) در صفحه اینستاگرامی خود نامه ای را به فارسی در نقد عملکرد امیر منشی، درمانگر و مدرس دوره «مهارت های زندگی وفور» منتشر کرد.

به گزارش بهروان نیوز، فردریکسون در این نامه دست به افشا و نقد شدید از رویکرد امیر منشی در استفاده از رویکرد ISTDP زده است. او در این نامه به مواردی از جمله سوء استفاده، تهدید، توهین، تحقیر دانش آموزان اشاره و مثال هایی از روش های بکار گرفته توسط او را در این نامه بازگو کرده است.

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

«امیر (منشی) عزیز

در این سال ها، بسیاری از ایرانی ها با من درباره فعالیت های تو تماس گرفتند. البته، وقتی تنها یک نفر حرفی می زند ممکن است نادرست و شایعه باشد. با این حال افراد متعددی، مستنداتی ضبط شده، ویدیوها و داستان هایی ارائه داده اند. بسیاری از همکاران قدیمی تو این شواهد را ملاحظه کرده و پی به واقعیت آن برده اند.

این چیزی که ما دریافته ایم است:

 از طریق شركت  Vofour GmbH  مستقر در کلن آلمان، گروه روانشناسی وفور در ایران، کلینیک جان زیبا، انجمن مطالعات روان درمانی ایران، شرکتت در وفور، شركت وفور مهر رضوان، شرکت ویژان آرا شميرانات، شركت وفور مهر كاميار، شرکت جوان گردش مهر کامیار، شرکت راه زندگی رضوان، شرکت حامیان جان زندگی کیش، شرکت روبراه و شرکت تاوان گردش مهر کامیار که تو تلاش کرده ای، موسسه فرقه ای بهار زندگی Lifespring  در آمریکا را به مدت بیشتر از چهارده سال تحت عنوان ISTDP رویکرد روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده، پنهان کنی و آن را به عنوان دوره های روانشناسی برگزار کنی و طی این سال ها تو هزاران شرکت کننده را تحت فشار شدید، تحقیر و تهدید قرار دادی که این مختص به فرقه ها است.

شما این دوره ها را مرتبط با ISTDP تبلیغ کرده ای؛ در اصل تکنیک های سوء استفاده گرایانه ای که از  Lifespring، فرقه ای که قبلا توسط امثال شما ایجاد شده بوده گرفته شده است و تو، دوره های وفور را طوری ارائه کردی که انگار توسط مربیان ISTDP مورد تایید واقع شده است. در صورتی که هیچکدام از ما مربیان مطرح بين المللى ISTDP  از اقدامات فرقه ای تو مطلع نبودیم، بنابراین هیچکدام از ما هیچوقت آنها را تایید نکردیم و هیچکدام از ما با سوء استفاده های تو از عکس هایمان در ویدیوهایت و وبسایت خود برای حمایت از فرقه ی تو موافقت نکردیم. دوره های پایه پیشرفته جانبی و ویژه وفور مانند «ثمر» و «بوت کمپ رویش» از تکنیک هایی استفاده می کنند که توسط فرقه ها استفاده می شود.

پس از دوره ی یک ساله ی اولیه به دانش آموزان می گویی که ده درصد از آنچه تو آموزش داده ای را هم فرا نگرفته اند.

تو ادعا می کنی که محتوای آموزشی‌ات آن قدر منحصر به فرد و پیچیده است که دانش آموزان سال ها وقت برای یادگیری آن نیاز دارند. سپس به آنها می گویی که دوره بعدی را مجددا به عنوان مشاهده‌گر ادامه دهند. در عین حال آنها باید افراد جدیدی را برای حضور در دوره ی بعدی دعوت کنند و در غیر این صورت آنها در این تهدید هستند که از مشاهده‌گری خارج شوند.

وقتی شرکت کنندگان نتوانند افراد جدید را دعوت کنند، آنها را متهم می کنی که به جامعه خود عشق ندارند و در برابر رشد شخصی مقاومت دارند. وقتی دانش آموزان درخواستت را برای دعوت از افراد جدید زیر سوال می برند تو یا آنها را از دوره خارج می کنی یا در مقابل دیگر افراد به آنها اتهام میزنی که مسئله ای روانی دارند. علاوه بر این تو ادعا می کنی که درمان زمانی اتفاق می افتد که دانش آموزان در دعوت دیگران به دوره باشند. تو همچنین ادعا می کنی آنهایی که نمی توانند افراد جدیدی دعوت کنند مسئله ای روانی در آنها وجود دارد که نیاز به رسیدگی درمانی دارد این تحقیق روانی (gaslighting) است.

علاوه بر این تو به آنها می گویی که تعداد افرادی که جذب می کنند، نشانه ای از بهبودی و رشد شخصی آنهاست. اینها توجیهاتی برای بهره برداری مالی از افراد است. این رفتار فرقه ای هیچ ارتباطی با ISTDP یا علم ندارد.

دوره هایی که تو و مهسا محمدی فر ارائه می دهید شامل اعمال عجیب و غریب تحمیق روانی و قلدری است که معمولا در فرقه ها دیده می شود.

در بوت کمپ رویش، تو شرکت کنندگان را مجبور می کنی در فضایی کم نور پتو را بر روی سر خود بیاندازند سپس از آنها میخواهی که به والدین خود توهین کرده و آنها را بکشند این عمل عجیب و غریب هیچ ارتباطی با ISTDP ندارد و بالقوه خطرناك است.

بسیاری از شرکت کنندگان بیان کرده اند که چگونه تو آنها را به‌طور علنی در حضور بقیه افراد توهین و تحقیر کرده ای، تو فضایی از ترس ایجاد کرده ای ، جایی که مردم بترسند به آنها واکنش نشان دهی و آنها را در مقابل بقیه گروه تحقیر کنی مثلا، وقتی نظر دانش آموزان با تو مخالف است تو ادعا می کنی که آنها در حال فرافکنی هستند و آموزش پذیر نیستند !

این ها تکنیک های کنترل ذهن و انزوا هستند که برای شستشوی مغزی اعضای فرقه استفاده می شوند.

تو شرکت کنندگان را به گورستان می بری فیزیکی و یا مجازی تا داستان زندگیشان و هویت خود را دفن کنند پیش آمده که در پی آن دانش آموزان شروع به گریه کرده و چند نفر از حال رفتند تو ادعا کردی این احساسات واقعی هستند زیرا شرکت کنندگان در حال خداحافظی با هویت و داستان زندگی قدیمی خود هستند سپس تو با فریاد از آنها خواستی که داستان و هویت قدیمی خودرا دفن کنند!! متاسفم که این را می گویم؛ اما به عنوان یک مرد تو مردانگیت را از دست داده ای!!

این روش درمان ذهن نیست بلکه روش شکستن ذهن ها در فرقه هاست.

 تو ادعا کردی که این ISTDP است؛ خير، توهين و قلدری به مردم هیچ ارتباطی با روانشناسی یا ISTDP ندارد آنها اشکال سوء استفاده عاطفی در فرقه ها هستند.

سپس تو به دانش آموزان گفتی که در گورستان در این باره بنویسند که والدين و سایر افراد پس از مرگ، درباره آنها چه فکری می کنند.

تو ادعا کردی که این تمرین به دانش آموزان نشان می دهد که چقدر ارزشمند هستند. با این حال این همه ی ماجرا نیست. تو احساسات زیادی را بدون هیچ راهی، برای پردازش و مهار آنها برانگیختی، در نتیجه بسیاری از دانش آموزان برای هفته ها پس از آن دچار تروماهای عاطفی شدند.

قبل از کرونا تو آنها را به مراسم تشییع جنازه گورستان ها و گاهی به سردخانه می بردی تا جنازه ها را ببینند. در واقع آنها در معرض دیدن بدن های مرده ی غریبه ها قرار می دادی. سپس به آنها می گفتی درمقابل قبر خالی بایستند و به آن نگاه کنند تا با مرگ خودشان مواجه شوند. باز هم، تو احساسات زیادی را بدون هیچ ساختار درمانی برای پردازش آنها، برمی انگیختی، در نتیجه، بسیاری از دانش آموزان دچار تروما شدند و از علائم روانشناختی متعدد رنج بردند.

تو دستکاری روانی فرقه ای ( (cult manipulation انجام می دهی، نه آموزش روانشناسی و نه روانشناسی.

بسیاری از افراد توضیح داده اند که چگونه توهین و قلدری به شرکت کنندگان را توجیه می کنی. تو به آنها می گویی که عمدا اینگونه عمل می کنی تا ببینی چه چیزی از درون آنها بالا می آید. تو می گویی اگر من، تو را (شماها را) سرزنش می کنم، اینکار را می کنم تا فرافکنی های خودت را ببینی و اگر علیه من (امیر) باشد، فرافکنی است.

 تو اینگونه رفتار سوء استفاده آمیز خود را توجیه میکنی و به آنها میگویی آن را تحلیل نکنند. تو به آنها می گویی که در عوض خشم سالم خودشان را به عنوان نشانه ی بیمارگونه، به اشتباه تعبیر کنند.

 این تحمیق روانی gaslighting) ) است.

تو سعی می کنی دانش آموزان را متقاعد کنی که دیوانه هستند.

 هرگاه تو به شرکت کنندگان توهین کنی آنها عصبانی می شوند. تو پاسخ سالم آنها را بیمارگونه معنی می کنی، سپس از آنها میخواهی که فرافکنی تو را بپذیرند.

ظاهرا، اگر آنها عصبانی شوند بیمار هستند. با این حال، کسی که به دیگران توهین و تحقیر می کند، نشانه بیماری خودش است. تو ادعای بزرگ دیگری هم داری؛ تو ادعا می کنی که آن قدر روی خود کار کرده ای که به آیینه روح تبدیل شده ای (آینه نگهدار روح هستی). این دروغی است که تو از پیروان خود می خواهی آن را بپذیرند با این حال، رفتارهاي سوء استفاده آمیز تو نشان دهنده کارهایی است که روی خود نکرده ای. تو ادعا می کنی که هر چیزی که کسی درباره تو می گوید فرافکنی (projection) آنهاست. این وارونه سازی است؛ تو از مردم می خواهی دروغی را بپذیرند تا واقعیت تو و آموزش هایت را نبینند.

یک قلدرِ سوء استفاده گرِ عاطفی، آینه روح نیست.

وقتی تو نقش یک فرد شرور را بازی می کنی دانش آموزان را مجدداً تروماتیزه می کنی. آسیب مجدد می بینند که تو آن را «روانشناسی» می نامی. اما این سوء استفاده عاطفی (gaslighting) است که تو عقلانی سازی و توجیه میکنی. تو از دانش آموزان می خواهی که سوء استفاده را بپذیرند و آن را آموزش در نظر بگیرند. گاهی جلسه درمان را با حضور 100 تا 300 شرکت کننده برگزار می کنی. تو ادعا میکنی که افرادی که برای این فرآیند انتخاب شده اند و بسیار خوش شانس هستند. این درست نیست. تو محرمانگی آنها را نقض می کنی. هیچ حریم خصوصی فراهم نمی کنی و روح آنها را در مقابل جمع به نمایش می گذاری. این فرآیند نه تنها آموزشی نیست بلکه آسیب زا است.

علاوه بر این، تو از حاضرین می خواهی این دروغ را بپذیرند که این درمان است. در عوض آنها تو را مشاهده می کنند که چگونه از افراد آسیب پذیر و گروه‌ها بهره برداری و آنها را دستکاری روانی می کنی. این رفتار مخرب فرقه ای است.

مردم پس از توهین قلدری و تهدیدات تو چگونه واکنش نشان می دهند؟ آنها افسرده می شوند. به دارو نیاز پیدا می کنند، برخی معتاد به مواد مخدر می شوند چند نفر اقدام به خودکشی کرده و بستری شده اند. چرا؟ تو به آنها یاد دادی خشم نسبت به تو را به خودشان معطوف کنند. تو به آنها یاد دادی که خود را سرزنش کنند. تو به آنها یاد دادی که از تو و تهدیدات تو بترسند. به آنها یاد دادی که به عقلانیت خود شک کنند. این شستشوی مغزی (brainwashing)، تحمیق کردن روانی (gaslighting) و کنترل ذهن (mind control) در درون فرقه تو به بسیاری از افراد آسيب رسانده است.

در نتیجه، بعضی افراد وفور را ترک کردند. با این حال تو و مهسا محمدی فر و دیگران با آنها تماس گرفته و تهدیدشان کردید که تجربیاتشان را فاش نکنند.

آنها از تهدیدات و حملات تو می ترسند. رهبران فرقه که از پارانویید اختلال شخصيت بدگمان و نارسیسم اختلال شخصیت خودشیفته بدخیم رنج می برند. اغلب این رفتار را نشان می دهند.

تو ادعا کردی که وفور تنها نماینده من، جان فردریکسون و دیگر

مربیان در ایران بود این یک دروغ است.

تو ادعا کردی که من، تو را به عنوان یک نابغه خطاب کرده ام.

این یک دروغ است.

تو ادعا کردی که من از روش های درمانی تو تحت تأثیر قرار گرفته ام.

این یک دروغ است.

تو ادعا کردی که حق انحصاری ترجمه کتاب های من را داری.

این یک دروغ است.

مهسا ادعا کرده که تحت نظارت مستقیم من است.

این یک دروغ است.

تو ادعا کردی که ما فعالیت های وفور را تأیید کرده ایم.

این یک دروغ است.

تو ادعا کردی که من همین فعالیت ها را در آمریکا انجام می دهم، اما تو پیشرفته تر هستی.

این یک دروغ است.

تو به مردم القا کرده ای که تو و مهسا مربیان و ناظران باليني معتبر ISTDP هستید.

این یک دروغ است.

که تازه این فقط تنها بخشی از این قبیل اطلاعات است که ما داریم و دروغهایی که شنیده ایم.

میدانم که تو این اظهارات را رد و سعی خواهی کرد من را متقاعد کنی. با این حال بسیاری از همکاران ISTDP اکنون ویدیوهای طرز کار کردن تو و مهسا در دوره وفور را دیده اند و با هم ضبط ها، رکوردها و ویدیوها را بررسی کردیم و با بسیاری از دانش آموزان مصاحبه کردیم.

ما شواهد و مستندات را دیده ایم.

تو از من می خواهی با تو شفاف باشم. اما تو با من شفاف نبوده ای ، تو به من، همکاران خارجی خود، دانش آموزان و خودت دروغ گفته ای. در پاسخ ممکن است تو به من و دیگر معلمان حمله کنی که نارسیست های بدخیم این کار را می کنند. ممكن است، ادعا کنی که قربانی هستی و مورد حمله دیگران قرار گرفته ای، که این کار را ظالمین، زمانی می کنند که نمی توانند گناه خود را تحمل کنند. ممکن است، همچنان ادعا کنی که مردم درباره وفور دروغ می گویند. رهبران پارانویید فرقه دیگران را متهم به دروغگویی می کنند تا دروغ های خود را پوشش دهند.

ممكن است به من بگویی که من واقعیت را نمی بینم، به امید اینکه بتوانی من را گمراه کنی  (gaslighting)، همانطور که بسیاری از دانش آموزان را گمراه کرده ای، اما اکنون بسیاری از مردم می توانند دروغگو و قربانیانش را ببینند. بدون نگاه کردن به واقعیت از طریق دروغ های تو، آنها اکنون می توانند خودشان ببینند و فکر کنند.

در گذشته امیدوار بودم که بتوانیم با هم کار کنیم اما اکنون اقدامات مخرب تو این امکان را غیر ممکن کرده است.

به همین دلایل، من دیگر با تو همکاری نخواهم کرد. آینده ISTDP در ایران قبلا که در دست تو نبود، اکنون، هرگز نخواهد بود. تو مسیر دروغ (جعل) را به جای مسیر حقیقت انتخاب کرده ای.

 بنابراین ما باید راه خود را جدا کنیم.

به یاد داشته باش که مولوی گفت؛

مردم می خواهند تو خوشحال باشی؛ درد خود را به آن ها نده

با افسوس و ناامیدی فراوان

 جان فردریکسون»

نویسنده
فاطمه فلاح
مطالب مرتبط
  • دیدگاه‌هایی که حاوی ناسزا و افترا است، به هیچ عنوان پذیرفته نمی‌شوند
  • برای بهتر و روان‌تر خوانده شدن دیدگاه شما، بهتر است از متن به صورت فارسی استفاده کنید نه با حروف فینگلیش
  • موارد درگیری با کاربران در پاسخ به دیدگاه دیگر کاربران پذیرفته نمی‌شود
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. وحید طهماسبی میگه

    صحبتهای اقای جان بسیار تکان دهنده است از متولیان بهداشت روان انتظار می رود به این مسله ورود کنند. در ضمن خانم فلاح با سپاس از ترجمه متن روان نیست اگر نیاز به همکاری و کمک دارید بنده در خدمتم. از طریق ایمیل لطفا در تماس باشید.سپاس

    • فاطمه فلاح میگه

      سلام دوست عزیز؛ ممنون از پیام و حسن توجه شما.
      این متن ترجمه ما نیست و ما متن نامه را که به همان شکل فارسی در صفحه آقای جان بودند، منتشر کردیم. متن اصلی نامه در اختیار ما نبوده است. البته ما تا حد خیلی کمی ویرایش انجام دادیم اما بیشتر از این امکان پذیر نبود.

  2. وحید طهماسبی میگه

    سلام سپاس از شما.
    انتظار خیلی بیشتری از اساتید و متخصصان سلامت روان در نظارت و بهبود خدمات روانشناختی وجود دارد هر چند متاسفانه نزدیک یک دهه است به جای انجام این وظیفه خطیر درگیر انتخابات و پست و مقام و من بهترم و… شده اند.