حمید پور شریفی رئیس انجمن روانشناسی کشور و علیرضا یوسفی رئیس سازمان نظام روان شناسی و مشاوره در آیین رونمایی از سامانه سنجش ملی سلامت روان،به بیان دیدگاه های خویش پرداختند.
به گزارش روابطعمومی و اموربینالملل سازمان بهزیستی کشور؛ حمید پور شریفی رئیس انجمن روانشناسی کشور در این مراسم گفت:به تازگی دورانی از تنش و جنگ را پشت سر گذاشتهایم و امیدواریم که این آخرین بار باشد. اما وقتی از «جنگ» سخن میگوییم، فراتر از یک رویدادِ کلی، باید به لایههای پنهان آن فکر کنیم. جنگ برای تکتک ما تصویر متفاوتی دارد؛ از داغِ عزیزانی که از دست رفتهاند تا ویرانی خانهها و آوارگیها.
وی افزود:در این میان، یک پیوستارِ نابرابرِ اجتماعی و اقتصادی وجود دارد. کسانی که از امکانات بهرهمند بودند، شاید توانستند با تکیه بر داشتههای خود بار این فشار را سبکتر کنند؛ اما دردِ اصلی بر دوش آنانی است که پیش از بحران نیز در محدودیت بودند و حالا بیشترین فشار را تجربه میکنند. دقیقاً همینجاست که رسالت «سازمان بهزیستی» معنایی حیاتی و دوچندان پیدا میکند؛ چرا که این افراد، مخاطبانِ اصلی و اولویتِ بی چون و چرای این سازمان هستند.
پور شریفی گفت:تجربه نشان میدهد که اثرات روانی بحرانها بلافاصله بروز نمیکنند؛ بلکه در یک بازه شش تا هفتماهه بعد از پایانِ تنش، به اوج خود میرسند و ما اکنون در همان دورانِ خطیر هستیم. از این رو، رونمایی از «سنجش ملی سلامت روان» توسط سازمان بهزیستی را اقدامی هوشمندانه، بهموقع و بسیار ارزنده میدانم.
وی افزود: این طرح، بستر حیاتیِ غربالگری را فراهم میکند تا افراد آسیبپذیر پیش از آنکه در گرداب آسیبهای عمیقتر گرفتار شوند، شناسایی شده و دستشان به دستانِ متخصصان سپرده شود.
پور شریفی گفت:من به نمایندگی از «انجمن روانشناسی کشور» با ۴۷ هزار عضو، به تکتک عزیزانی که برای تحقق این کار بزرگ همت گماشتند، دستمریزاد میگویم. همچنین لازم میدانم از رویکرد تعاملی سازمان بهزیستی در دوره اخیر، بهویژه در ارتباط با انجمنها و تشکلهای مردمی، قدردانی کنم. این همافزایی، همان کلیدِ طلاییِ عبور از بحرانهاست.
پایش سلامت روان در سطح ملی، نقطه شروع مبارکی است
علیرضا یوسفی رئیس انجمن نظام روانشناسی و مشاوره در این جلسه گفت:کشور ما به دلیل موقعیت جغرافیایی در چهارراه تمدنها، همواره در معرض نبردهای تاریخی بوده است. این بستر تاریخی، فرآیند واکنشهای مغزی انسان را تحت تأثیر قرار داده است. وی افزود:از نظر علمی، مغز در مواجهه با دو محرک «نیاز» و «تهدید»، همیشه اولویت را به «تهدید» میدهد. نکته بحرانی اینجاست که تهدیدهای «مبهم» (عدم قطعیت) بسیار بیشتر از تهدیدهای «عینی» باعث ترشح کورتیزول مزمن و بروز بیماریهای جسمی و روانی میشوند. از این رو، مدیریت سلامت نباید صرفاً فردی باشد، بلکه باید یک «مقابله حاکمیتی» باشد.
یوسفی با اشاره به سه مشکل اصلی در سبک مقابله با استرسهای اجتماعی گفت:مقابلههای جزیرهای و عدم هماهنگی میان نهادها که منجر به پراکندگی نیروها، تکرار اقدامات و عدم کارایی برنامهها می شود؛ بودجه ناکافی سلامت و نادیده گرفتن پیوند روان و جسم و سهم پایین بودجه سلامت در مقایسه با هزینههای ناشی از بیماریهای مزمن (مانند دیابت و MS) که ریشه در استرسهای مزمن دارند، نشاندهنده یک خلأ استراتژیک است. هزینههای درمان جسمی، بدون توجه به پیشگیری روانی، به شدت افزایش مییابد. همچنین فاقد استراتژیهای مقابلهای بلندمدت برای مدیریت استرسهای جمعی هستیم.
گذار به سمت دادهمحوری و روانشناسی مثبتگرا
رئیس انجمن نظام روانشناسی و مشاوره گام نخست و بسیار حیاتی، را حرکت به سوی «دادهمحوری» دانست و گفت:اقدام سازمان بهزیستی در پایش سلامت روان در سطح ملی، نقطه شروع مبارکی است. و بدون داشتن دادههای دقیق از شیوع اختلالات، هرگونه تخصیص بودجه و تصمیمگیری، ریسک هدررفت منابع را به همراه دارد.
وی در پایان خاطر نشان کرد:، هدف ما نباید تنها «درمان بیماری» باشد. همانطور که پس از جنگ جهانی دوم، جهان به سمت «روانشناسی مثبتگرا» حرکت کرد، ما نیز باید از مدل «جلوگیری از بیماری» به سمت مدل «ارتقای کیفیت زندگی و استاندارد سلامت» حرکت کنیم. هدف، فراتر از نبودِ اختلال، و رسیدن به شکوفایی انسان است.

دیدگاههایی که حاوی ناسزا و افترا است، به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
برای بهتر و روانتر خوانده شدن دیدگاه شما، بهتر است از متن به صورت فارسی استفاده کنید نه با حروف فینگلیش
موارد درگیری با کاربران در پاسخ به دیدگاه دیگر کاربران پذیرفته نمیشود