در شرایطی که کودکان و نوجوانان بیش از گذشته در معرض فشارهای روانی ناشی از بحرانها قرار دارند، تقویت «تابآوری» به یکی از مهمترین مهارتهای تربیتی تبدیل شده است؛ مهارتی که به آنها کمک میکند در برابر سختیها خم شوند، اما نشکنند.
زندگی همواره با چالشها و نوسانات همراه است. برخی افراد در مواجهه با این سختیها دچار فرسودگی میشوند، اما برخی دیگر قویتر از قبل به مسیر خود ادامه میدهند. این تفاوت، ریشه در مهارتی به نام «تابآوری» دارد؛ توانایی سازگاری با شرایط دشوار و حفظ تعادل روانی در دل بحران.
تابآوری صرفاً به معنای تحمل نیست، بلکه مجموعهای از مهارتهای شناختی، هیجانی و رفتاری است که به فرد کمک میکند واقعیت را بپذیرد، معنا پیدا کند و مسیر خود را ادامه دهد.
از جمله ویژگیهای افراد تابآور میتوان به پذیرش شرایط بهجای انکار، تمرکز بر آنچه قابل کنترل است، حفظ امید واقعبینانه، ایجاد ارتباطات عاطفی و توانایی انعطافپذیری در برابر تغییر اشاره کرد. این افراد به جای گیر کردن در «چرا این اتفاق افتاد»، بیشتر بر این تمرکز میکنند که «حالا چه کاری از من برمیآید».
کارشناسان حوزه روانشناسی تأکید میکنند که تابآوری مهارتی اکتسابی است و میتوان آن را از دوران کودکی در فرزندان تقویت کرد.
یکی از نخستین گامها در این مسیر، کمک به کودک برای شناخت و پذیرش احساسات است. زمانی که کودک بتواند احساساتی مانند ترس، خشم یا غم را نامگذاری کند و بداند این احساسات بخشی طبیعی از زندگی هستند، کمتر دچار سردرگمی و اضطراب میشود.
در کنار آن، آموزش مهارتهای تنظیم هیجانی اهمیت زیادی دارد. تکنیکهایی مانند تنفس عمیق، تصویرسازی ذهنی یا تمرینهای ساده ذهنآگاهی میتوانند به کودکان کمک کنند در لحظات تنش، آرامش خود را بازیابند.
بخش مهم دیگری از تابآوری، نحوه فکر کردن است. کودکانی که یاد میگیرند افکار منفی خود را شناسایی و به چالش بکشند، کمتر در دام ناامیدی گرفتار میشوند. استفاده از جملاتی مانند «این کار سخت است و من میتوانم از پس آن بر بیایم» یا «هنوز یاد نگرفتهام، اما میتوانم یاد بگیرم» به شکلگیری ذهنیت رشد کمک میکند؛ ذهنیتی که تلاش و یادگیری را جایگزین شکست و ناتوانی میکند.
از سوی دیگر، آموزش مهارت حل مسئله و برنامهریزی، نقش مهمی در افزایش احساس کنترل در کودکان دارد. روشهایی مانند «اگر… پس…» به آنها کمک میکند برای موقعیتهای دشوار از قبل فکر کنند و راهحل داشته باشند.
تقویت اعتمادبهنفس نیز یکی از پایههای اصلی تابآوری است. تجربه موفقیت—even کوچک—و ثبت آنها، مانند نوشتن در «دفتر موفقیت»، باعث میشود کودک به تواناییهای خود باور پیدا کند.
همچنین، پرورش تفکر خلاق و نقاد، به کودک کمک میکند مسائل را از زوایای مختلف ببیند، راهحلهای متنوع پیدا کند و تصمیمات آگاهانهتری بگیرد. ایجاد فضایی امن برای بیان ایدهها، پرسیدن سوالات باز و درگیر کردن کودک در چالشهای ساده، میتواند این مهارتها را تقویت کند.
در مجموع، تابآوری به معنای حذف سختیها نیست، بلکه به معنای تجهیز کودک به ابزارهایی است که بتواند با این سختیها روبهرو شود، از آنها عبور کند و حتی از دل آنها رشد کند.
جمعبندی:
کودکی که تابآوری را میآموزد، در آینده نهتنها کمتر آسیب میبیند، بلکه در مواجهه با بحرانها توانمندتر، منعطفتر و امیدوارتر عمل خواهد کرد.
منبع:
نازنین مظهری – کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی

دیدگاههایی که حاوی ناسزا و افترا است، به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
برای بهتر و روانتر خوانده شدن دیدگاه شما، بهتر است از متن به صورت فارسی استفاده کنید نه با حروف فینگلیش
موارد درگیری با کاربران در پاسخ به دیدگاه دیگر کاربران پذیرفته نمیشود