اخبار 28 اردیبهشت 1405 - 1 هفته پیش زمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه
کپی شد!
0
سازمان بهزیستی کل کشور

شنیدن پیش از گفتن؛ معماری اعتماد در روابط‌عمومی و امور بین‌الملل سازمان بهزیستی

شنیدن پیش از گفتن؛ معماری اعتماد در روابط‌عمومی و امور بین‌الملل سازمان بهزیستی
کلینیک روان‌شناسی و مشاوره سروهانا پارسیان

“شنیدن پیش از گفتن” اصلی مهم در روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان بهزیستی کشور است؛ سازمانی که پیش از شنیدنِ صدایِ جامعه سخن بگوید، نشنیده گرفته می‌شود. اعتبارِ کلماتِ ما، ریشه در کیفیتِ شنیدنِ ما دارد. 

به گزارش روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان بهزیستی کشور، در عصرِ «تسلطِ روایت‌ها»، واقعیتِ محض به تنهایی برای جلب اعتماد کافی نیست.

سازمان‌ها دیگر نه با آنچه انجام می‌دهند، بلکه با آنچه جامعه از آن‌ها روایت می‌کند، قضاوت می‌شوند. در این میان، شکافِ میان «عملکردِ واقعی» و «ادراکِ عمومی»، خطرناک‌ترین حفره‌ای است که می‌تواند سرمایه‌ی اجتماعی را ببلعد. هنرِ روابط‌عمومیِ نوین در سازمان بهزیستی، نه تولیدِ خبر، که پُر کردنِ همین شکاف و معماریِ دوباره‌ی «اعتماد» است. 

برای سازمان بهزیستی کشور، این مسئله فراتر از یک مأموریتِ سازمانی، یک ضرورتِ حیاتی است. بهزیستی در جایی ایستاده است که سیاست‌های رفاهی با کرامت انسانیِ کودکان، سالمندان، افراد دارای معلولیت و خانواده‌های در معرضِ آسیب گره می‌خورد. در این میدانِ حساس، هر روایتِ ناقص یا سوءبرداشتِ رسانه‌ای، مستقیماً به کاهشِ امید و همبستگی اجتماعی منجر می‌شود. 

از همین رو، تحول در روابط‌عمومی و امور بین‌الملل بهزیستی را باید فراتر از تغییر در شیوه‌های اطلاع‌رسانی فهمید؛ این یک بازتعریفِ بنیادین از جایگاهِ روابط‌عمومی به‌عنوان «عقل ارتباطیِ» سازمان است. نهادی که باید برای «شناختِ» دقیقِ جامعه، «روایتِ» صادقانه‌ی واقعیت، و ایجادِ «تعاملِ» سازنده، به سطحی نو از بلوغ حرفه‌ای برسد. 

این تحول بر سه ستون استوار است: 

نخست، «شناخت». هیچ ارتباطِ مؤثری بدون فهمِ دقیق از نبضِ جامعه شکل نمی‌گیرد. روابط‌عمومی اگر تنها به انتشارِ خبر محدود شود، از واقعیت‌های اجتماعی عقب می‌ماند. شناخت یعنی شنیدنِ منظمِ صدای جامعه، تحلیلِ افکار عمومی و رصدِ هوشمندانه برای پیش‌بینیِ بحران‌ها، پیش از آنکه به یک سوءبرداشتِ فراگیر تبدیل شوند. 

دوم، «روایت». در جهانِ رسانه‌ایِ امروز، سکوت یا انفعال، فرصت را برای ساختِ روایت‌های جعلی توسط دیگران فراهم می‌کند. روایتِ حرفه‌ای، تبلیغ نیست؛ تجلیِ صداقت است. در بهزیستی، هر روز هزاران تجربه‌ی واقعی از توانمندسازی و امید در جریان است. تبدیلِ این تجربه‌ها به روایتی منسجم و باورپذیر، تنها راه برای نمایشِ تصویرِ واقعیِ تلاش‌های این سازمان است. 

سوم، «تعامل». ارتباطِ یک‌سویه، تاریخِ مصرفش تمام شده است. روابط‌عمومی باید به میدانِ گفت‌وگوی اجتماعی تبدیل شود؛ بستری برای شنیدنِ صدایِ منتقدان، متخصصان و ذی‌نفعان. در این فضایِ دیالوگ‌محور است که سازمان از یک نهادِ پاسخگو، به یک نهادِ مشارکت‌جو ارتقا می‌یابد. 

در قلبِ این رویکرد، اصلی سرنوشت‌ساز نهفته است: «شنیدن پیش از گفتن». سازمانی که پیش از شنیدنِ صدایِ جامعه سخن بگوید، نشنیده گرفته می‌شود. اعتبارِ کلماتِ ما، ریشه در کیفیتِ شنیدنِ ما دارد. 

در حوزه‌ی بین‌الملل نیز، رویکردِ سازمان باید از تشریفاتِ دیپلماتیک به سمتِ «دیپلماسیِ دانش‌محور» تغییر کند. پیوند با شبکه‌های جهانیِ رفاه، تبادلِ تجربه‌های موفقِ توانبخشی و معرفیِ الگوهای بومیِ بهزیستی، نه‌تنها جایگاهِ حرفه‌ای سازمان را ارتقا می‌دهد، بلکه افق‌های نوینی برای ارتقای خدمات باز می‌کند. 

باید پذیرفت که این تحول، با ابلاغیه و تغییرِ واژگان رخ نمی‌دهد؛ بلکه نیازمندِ اراده‌ای آهنین برای تغییرِ ساختارها، شاخص‌گذاری دقیق و عملِ پیگیرانه است. سندهای تحولی تنها نقشه‌ی راهند؛ آنچه راه را به مقصد می‌رساند، اجراست. 

سرمایه‌ی اصلیِ هر نهادِ اجتماعی، نه ساختمان‌ها و نه حتی بودجه‌هایش، بلکه «اعتمادی» است که در جانِ جامعه شکل می‌گیرد. روابط‌عمومی، اگر رسالتِ خود را درست درک کند، همان معمارِ اصلیِ این سرمایه است؛ پلی استوار از جنسِ شناخت، روایتِ صادقانه و گفت‌وگویِ بی‌پایان میانِ سازمان و مردم.

انتشارات سروهانا پارسیان
نویسنده
سایت ادمین
مطالب مرتبط
  • دیدگاه‌هایی که حاوی ناسزا و افترا است، به هیچ عنوان پذیرفته نمی‌شوند
  • برای بهتر و روان‌تر خوانده شدن دیدگاه شما، بهتر است از متن به صورت فارسی استفاده کنید نه با حروف فینگلیش
  • موارد درگیری با کاربران در پاسخ به دیدگاه دیگر کاربران پذیرفته نمی‌شود
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *